zsarvi.com      

 

 

دیاگرام  Use Case

 

دياگرام Use Case يك نمودار use Case شامل دو جز اصلي Actor وuse case ميباشد.
 use Case ها قابليتها يا كارائي است كه سيستم فراهم مي آورد .

 Actor ها عناصري هستند كهUse case ها را بكار مي گيرند به عبارت ديگر Use Case مجموعه از رويداد ها است ، که وقتي يک Actor ، در سيستم پردازش کاملي را انجام مي دهد رخ مي دهد و به صورت نرمال به يک پردازش بزرگ نسبت داده مي شود و يک قدم منحصر به فرد يا پايان کار در يک سيستم نيست.

 Interface : واسط يک سري عمليات مشخص بر روي کلاس ها و Package ها يا عناصر ، براي مربوط ساختن آنها به محيط بيرون مي باشد.

 Association : نشان دهنده ارتباط يا مشارکت يک Actor با Use Case مي باشد .

 Extends : گسترش ارتباط در يک Use Case را نشان مي دهد . يک سوي آن به يک Use Case و سوي ديگر آن رفتار و هنجار يک Use Case را نشان مي دهد .

 Uses : يک نوع ارتباط وابستگي که براي نشان دادن عناصر نيازمند به عناصر ديگر است.

 

Constraint : يک نوع تحميل کننده به سيستم است و براي نشان دادن موضوعاتي که بايد به گونه اي صحيحي در سيستم نگهداري شوند مي باشد .

Note : نشان دهنده توضيحات و پيغام در يک دياگرام مي باشد و تاثير بر روي عناصر مدل و نه بر روي معنايي سيستم دارد .

2-Elment Constraint: ارتباط بين عناصر دو کلاس يا عناصر مشترک در سيستم را دارا است.

 

OR Constraint : ارتباط بين عناصر يک کلاس يا فقط مشترکات آن را داراست

 

ارتباط بين عناصر يک کلاس يا فقط مشترکات آن را داراست اين نمودار (Use Case diagram)تعامل بينUseCase ها وActor ها را نمايش ميدهد. در اصل اين نمودار نيازهاي سيستم را بيان ميكند و هر شخص با مرور آن ميتواند بفهمد سيستم درگير ايجاد چه چيزي هست در ساده‌‌ترين حالتUse Case ها بوسيله مصاحبه با كاربران و انتظاراتي كه آنها از سيستم دارند تعريف مي‌‌شود. براي نمايش اطلاعات مربوط به نيازهاي كاربران كه در قالب Use Case هاجمع‌‌‌آوري شده است از دياگرام Use Case استفاده مي‌‌شود. شکل مقابل یک نمونه دیاگرام Use Case  است .

A : نشان دهنده مرز بين سيستم داخلي و خارجي است .
B : نشان دهنده نقش يک Actor در يک سيستم مي باشد و ممکن است چندين نقش باشد .
C : ارتباط بين يک Actor و يک Use Case را نشان مي دهد .
D : نشان دهنده رخ دادن عملي از سوي Actor در يک سيستم است .
نمادهاي آدمك كه در شكل ديده مي‌‌شود، بازيگر (Actor)ناميده مي‌‌شوند. هر بازيگر مي‌‌تواند يك كاربر سيستم باشد كه نقش يا نقش‌‌هايي را در سيستم بازي مي كند. يك بازيگر لزومي ندارد حتماً يك انسان باشد، يك سيستم خارجي نيز ميتواند يك بازيگر باشد. پيكانها در اين نمودار نشانگر اينست كه يك طرف پيكان براي طرف نوك آن اطلاعاتي را فراهم ميآورد.
چهار نوع رابطه در دياگرام Use Case وجود دارد كه عبارتند از :

الف- رابطه Communication : نشان مي‌‌دهد يك بازيگر، يك Use Case را استفاده مي‌‌كند.
ب- رابطه Extend : ارتباط بين دو Use Case كه حالات خاص يكي در ديگري قرار داده مي‌‌شود.
ج- رابطه Uses : شبيه Extend مي باشد ولي در اينجا حالات خاص‌‌را در يك Use Case قرار نمي‌‌دهد، بلكه اگر رفتاري در چند Use Case مشترك باشد، آنرا جدا كرده و در يك Use Case مجزا قرار مي‌‌دهند .
د: رابطه include : زماني كه قالبي از جزئيات قالب ديگر استفاده مي كند به كار مي رود.
البته حالتي ديگري هم هست كه تعميم(abstract) ناميده مي شود و زماني كه نسخه هاي مختلفي از يك فعاليت وجود دارد به كار مي رود .اين ارتباط بين قالب ها وactor مي تواند وجود داشته باشد.

دیاگرام کلاس UML 

 

دياگرام كلاس يكي از دياگرامهاي مهم و اساسي در متدلوژيهاي شي‌‌گرا مي‌‌باشد كه هر متدلوژي حالات مختلفي از آنرا استفاده مي كند. دياگرام كلاس شامل اشياء و روابط مابين آنها مي‌‌باشد. همچنين دياگرام كلاس شامل صفات و رفتار كلاس‌‌ها مي‌‌باشد. اين نمودار،كلاسها، واسطها و همكاري و روابط بين آنها را نمايش مي‌دهد. و نمودار اصلي و مركزي UML مي‌باشد. كه بيان‌كننده ساختار ايستاي سيستم نرم‌افزاري مي‌باشد. در دياگرام كلاس اگر فقط اشياء (يعني نمونه‌‌هاي كلاس ها) و روابط آنها نشان داده شود، آن را دياگرام شيء (Object Diagram)گويند. شكل مقابل نمونه‌‌اي از دياگرام كلاس را نمايش مي‌‌دهد. در ادامه مفاهيمي كه در دياگرام كلاس استفاده مي‌‌شود بطور مختصر شرح داده مي‌‌شود. شكل زیرنمونه‌‌اي از دياگرام كلاس است .

 

كلاس در UML

كلاس، مشخصه‌‌اي براي مجموعه‌‌اي از اشياء با صفات، رفتار و روابط مشابه مي‌‌باشد. UML براي نمايش كلاس از نماد مستطيل سه قسمتي استفاده مي‌‌كند. قسمت فوقاني اين نماد براي نمايش مشخصات نام كلاس، قسمت مياني براي نمايش مشخصات صفات و قسمت تحتاني براي نمايش مشخصات رفتار و اعمال كلاس بكار مي رود. در UML آيتم هاي موجود در اين بخش را "عمليات " ( Operations ) ، ودر برخي از زبان هاي برنامه نويسي نظير ويژوال بيسيک دات نت ، به آنان "متد" گفته مي شود . متدها ، نحوه ارتباط برنامه نويسان با يک کلاس را مشخص مي نمايند. هر متد عمليات خاصي را در ارتباط با يک کلاس انجام خواهد داد.اگر خصلت ها را بمنزله اسامي در يک جمله در نظر بگيريم ، مي توان متدها را بمنزله افعال موجود در يک جمله در نظر گرفت . برخي عناصر كه از نظر مفهوم شبيه كلاس هستند نيز از همين نماد و خواص استفاده مي‌‌كنند.

كلاس‌‌هاي مشتق شده از يك كلاس معمولاً با مفهوم كليشه (Stereotype)بيان مي‌‌شود. اين مفهوم در UML استفاده زيادي دارد و حالات خاص و مختلف از يك چيز را نشان مي‌‌دهد. انواع مختلفي كه از نظر مفهومي شبيه كلاس هستند با ذكر يك كليشه، در قسمت نام كلاس مشخص مي‌‌شوند. سه نمونه از اين مفاهيم، تايپ (Type)، كلاس پياده‌‌سازي(Implementation Class)، و واسط (Interface Class) نام دارند. تايپ، نشان‌‌دهنده يك نقش قابل تغيير است كه يك شئ مي‌‌تواند انتخاب كند و سپس آنرا كنار بگذارد. يك كلاس پياده‌‌سازي، نشان‌‌دهندة ساختار فيزيكي و توابع يك شئ است كه در يك زبان، پياده سازي مي‌‌شود و قابل تغيير نيست. يك شئ مي تواند داراي چندين تايپ باشد اما فقط يك كلاس پياده سازي دارد. بين يك تايپ و يك كلاس پياده سازي مي توان رابطه Realize برقرار نمود كه نشان مي‌‌دهد يك تايپ توسط كدام كلاس پياده سازي شده است. يك واسط نشان دهنده اعمال يك كلاس است كه قابل رويت توسط ديگران است. واسطها فاقد صفت،حالت و روابط انجمني هستند و فقط شامل اعمال مي‌‌باشند. واسطها مي توانند روابط كلي/ اختصاصي داشته باشند. كلاس پارامتري(Parameterized Class) معرف كلاسي است كه تعدادي پارامتر داشته ولي مي‌‌تواند خانواده‌‌اي از كلاسها را تعريف كند. هر كلاس از اين خانواده با تعريف مقادير واقعي پارامترها، مشخص مي‌‌شود. يك كلاس پارامتري با همان نماد كلاس نمايش داده مي‌‌شود. كلاسهايي كه به يك كلاس پارامتري محدود يا مقيد مي‌‌شوند، عناصر مقيد (Bound Element) ناميده مي‌‌شوند. شئ نمونه‌‌اي از يك كلاس است كه صفاتش داراي مقادير حقيقي هستند. نماد شئ مانند نماد كلاس است كه در زير نام آن خط كشيده مي‌‌شود. يك شئ مركب (Composite Object)شئ سطح بالايي است كه در درون خود داراي شئ هايي است كه اين شئ ها مي توانند داراي روابط في مابين باشند.

 در زير به انواع روابط بين كلاسها و اشياء اشاره مي‌‌شود.
الف- رابطه انجمني يك رابطه انجمني مي‌‌تواند بين دو كلاس و يا چند كلاس برقرار شود. مشخصات كلي اين رابطه توسط چند خصيصه تعيين مي شود كه عبارت است از مقدار كثرت، ترتيب، علامت جهت و مشخصه اجماع (Aggregation)
ب- رابطه در برگيري (Composition [Whole-Part]) اين رابطه يك رابطه قويتر از رابطه اجماع مي‌‌باشد كه در آن وجود كلاس جزء وابسته به وجود كلاس كل مي باشد. رابطه دربرگيري با يك خط راست كه در طرف كلاس كل يك لوزي توپر قرار دارد نمايش داده مي‌‌شود.
ج- رابطه كلي- اختصاصي(Generalization / Specialization) رابطه‌‌اي است كه بين يك كلاس عمومي و كلاسهاي اختصاصي آن كلاس برقرار مي‌‌شود. در اين نوع رابطه، كلاس هاي اختصاصي تمامي خصوصيات كلاس عمومي را به ارث برده و علاوه برآن مي‌‌توانند يكسري خصوصيات ديگر را نيز تعريف نمايند. اين رابطه را رابطة ارث‌‌بري نيز مي‌‌نامند.
د- رابطه وابستگي اين رابطه يك رابطه معنايي را بين دو عنصر تعريف مي‌‌كند كه تغيير در يك عنصر ممكن است باعث تغييراتي در عنصر ديگر شود. ازا نواع اين روابط ميتوان به bind , uses اشاره نمود. اين نوع رابطه همواره يكطرفه است ونشان ميدهد كه يك كلاس به تعاريف كلاس ديگر وابسته است درشكل زير كه اين نوع رابطه را نمايش ميدهد كلاس client عملگري دارد كه سرويسي از كلاس supplier دريافت ميكند.
هـ- رابطه Realize رابطه‌‌اي است كه بين كلاس پياده‌‌سازي و تايپ برقرار مي‌‌شود .

 

   »   صفحه اصلي

   »   مطالب علمي

   »   رزومه

   »   نوشته ها

   »   درباره من

   »   تماس با من

   »   لينک ها

Design: © zohreh sarvi .2006