|
دياگرام Use Case يك نمودار use Case شامل دو جز اصلي Actor وuse case
ميباشد.
use
Case ها قابليتها يا كارائي است كه سيستم فراهم مي آورد .
Actor
ها عناصري هستند كهUse case ها را بكار مي گيرند به عبارت ديگر Use Case مجموعه از
رويداد ها است ، که وقتي يک Actor ، در سيستم پردازش کاملي را انجام مي دهد رخ مي
دهد و به صورت نرمال به يک پردازش بزرگ نسبت داده مي شود و يک قدم منحصر به فرد يا
پايان کار در يک سيستم نيست.
Interface : واسط يک سري
عمليات مشخص بر روي کلاس ها و Package ها يا عناصر ، براي مربوط ساختن آنها به
محيط بيرون مي باشد.
Association
: نشان دهنده ارتباط يا مشارکت يک Actor با Use Case مي باشد .
Extends : گسترش ارتباط در يک Use Case را نشان مي دهد . يک سوي
آن به يک Use Case و سوي ديگر آن رفتار و هنجار يک Use Case را نشان مي دهد .
Uses
: يک نوع ارتباط وابستگي که براي نشان دادن عناصر نيازمند به عناصر ديگر است.
Constraint
: يک نوع تحميل کننده به سيستم است و براي نشان دادن موضوعاتي که بايد به گونه اي
صحيحي در سيستم نگهداري شوند مي باشد .
Note
: نشان دهنده توضيحات و پيغام در يک دياگرام مي باشد و تاثير بر روي عناصر مدل و
نه بر روي معنايي سيستم دارد .
2-Elment
Constraint: ارتباط بين عناصر دو کلاس يا عناصر مشترک در سيستم را دارا است.
OR
Constraint : ارتباط بين عناصر يک کلاس يا فقط مشترکات آن را داراست

ارتباط بين عناصر يک کلاس يا فقط مشترکات آن را داراست اين نمودار (Use
Case diagram)تعامل بينUseCase ها وActor ها را نمايش ميدهد. در اصل اين نمودار
نيازهاي سيستم را بيان ميكند و هر شخص با مرور آن ميتواند بفهمد سيستم درگير ايجاد
چه چيزي هست در سادهترين حالتUse Case ها بوسيله مصاحبه با كاربران و انتظاراتي
كه آنها از سيستم دارند تعريف ميشود. براي نمايش اطلاعات مربوط به نيازهاي
كاربران كه در قالب Use Case هاجمعآوري شده است از دياگرام Use Case استفاده
ميشود. شکل مقابل یک نمونه دیاگرام Use Case است .
A : نشان دهنده مرز بين سيستم داخلي و خارجي است .
B : نشان دهنده نقش يک Actor در يک سيستم مي باشد و ممکن است چندين نقش باشد .
C : ارتباط بين يک Actor و يک Use Case را نشان مي دهد .
D : نشان دهنده رخ دادن عملي از سوي Actor در يک سيستم است .
نمادهاي آدمك كه در شكل ديده ميشود، بازيگر (Actor)ناميده ميشوند. هر بازيگر
ميتواند يك كاربر سيستم باشد كه نقش يا نقشهايي را در سيستم بازي مي كند. يك
بازيگر لزومي ندارد حتماً يك انسان باشد، يك سيستم خارجي نيز ميتواند يك بازيگر
باشد. پيكانها در اين نمودار نشانگر اينست كه يك طرف پيكان براي طرف نوك آن
اطلاعاتي را فراهم ميآورد.
چهار نوع رابطه در دياگرام Use Case وجود دارد كه عبارتند از :
الف- رابطه Communication : نشان ميدهد يك بازيگر،
يك Use Case را استفاده ميكند.
ب- رابطه Extend : ارتباط بين دو Use Case كه حالات خاص يكي در
ديگري قرار داده ميشود.
ج- رابطه Uses : شبيه Extend مي باشد ولي در اينجا حالات خاصرا
در يك Use Case قرار نميدهد، بلكه اگر رفتاري در چند Use Case مشترك باشد، آنرا
جدا كرده و در يك Use Case مجزا قرار ميدهند .
د: رابطه include : زماني كه قالبي از جزئيات قالب ديگر استفاده
مي كند به كار مي رود. البته حالتي ديگري هم هست كه تعميم(abstract) ناميده
مي شود و زماني كه نسخه هاي مختلفي از يك فعاليت وجود دارد به كار مي رود .اين
ارتباط بين قالب ها وactor مي تواند وجود داشته باشد.
|